در يه روز برفي تو قطب شمال كاتارا و ساكا داشتند بازي ميكردند كه قوم اتش به دهشون حمله كرد اونا دنبال تنها باز مانده مبارز اب بودند .مردان ده با انها جنگيدند فرمانده قوم اتش مادر كاتارا و ساكا رو گرفته بود وگفت كه بگه اخرين مبارز اب كيه مادر كاتارا و ساكا گفت كه من مبارز ابم و همون جا به دست اون اتش افزار كشته شد درصورتي كه اون مبارز اب نبود كاتارا اب افزار بود اون اينو گفت كه از كاتارا محافظت كنه
برچسب:
نویسنده: آرتین رجبی
تاريخ: سه
شنبه
20 تير
1396 ساعت: 1:36